خرید بک لینک

بر طبق ماده ۳۵ قانون مدنی .. تصرف به عنوان مالکیت ، دلیل بر مالکیت است .. مگر آنکه خلاف آن ثابت شود ..

و من متصرفم # تو را ..

روحت را ..

جسمت را ..

چشمانت را ..

خنده هایت را ..

من مالکم تمام # تو را ..

کسی نمی تواند خلاف آن را ثابت کند ..

بگذار خفه کند خودش را ..

دنیا + [ .. ماده ی ۳۵ قانون مدنی .. تصرف به عنوان مالکیت دلیل بر مالکیت است .. مگر آنکه خلاف آن ثابت شود .. ]

برچسب: سوال,مالکیت, نویسنده: مانی حیدریان تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 11:11

سلام به تک تک عاشقای رو زمین .. این زمینی که تنها برا عاشق و معشوقه اگه کنار هم نباشن و به هم نرسن میشه جهنم... این وبلاگ و ساختم تا بتونم حرفای دلم و به عشقم بنویسم تا بتونه بخونه... هر چند کنار هم نیستیم و مسافت راهِ هر دو دور از هم ولی دلامون به هم نزدیک و نزدیکتر و کنار هم و تنها برای هم میتپه ... ❤ .... Familiar ❤ عشقم سلام خوبی تموم زندگیم ... فقط تنها جایی که میتونم باهات صحبت کنم و حرفامو باهات در میون بذارم اینجاست ... الهی قربونت برم ... خودت میدونی از وقتی وارد زندگیم شدی از وقتی وارد سرنوشتم شدی شدی تموم زندگیم ... همون که فقط کنار خودت آروم بودم و هستم ، همون که به هیچ چیز

برچسب: تنها,آخرم, نویسنده: مانی حیدریان تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 11:11

درسته برا تک تک آدم ها آشنایی متفاوت میشه آشنایی من و عشقم برام بهترین بود حتی فراتر از بهترین ... درسته درست بعد از چندین سال وارد زندگیم شد ولی میدونم که موندگاری اونم برا همیشه و جایگاهت برام بهترین هستش تو دلم و تموم وجودم . بهترین روزهای زندگیم از اون وقتی که حسش کردم و تونستم درک کنم درست کنار خودت بوده و همون روزها برام موندگار هستند و ماندگار می مانند ... اون قدری دوستت دارم و عاشقت هستم که فقط خودت و میتونم کنارم ببینم و حس کنم ولی حسی که به واقعیت میپیونده . کنارتم اونم برا همیشه شک نکن و ایمان داشته باش، مطمئن باش ، همیشه و هر لحظه کنارت هستم و خواهم بود.

برچسب: عشقم,موندگارم,کنارت, نویسنده: مانی حیدریان تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 11:11

به زمین می زنی و می شکنی عاقبت شیشه ی امیدی را سخت مغروری و می سازی سرد در دلی، آتش جاویدی را دیدمت، وای چه دیداری بود این چه دیدار دلازاری بود بی گمان برده ای از یاد مرا که مرا با تو سر و کاری بود این چه عشقیست که در دل دارم من از این عشق چه حاصل دارم می گریزی ز من و در طلبت باز هم کوشش باطل دارم باز لبهای عطش کردۀ من عشق سوزان تو را می جوید می تپد قلبم و با هر تپشی قصه ی عشق تو را می گوید بخت اگر از تو جدایم کرده می گشایم گره از بخت، چه باک ترسم این عشق سرانجام مرا بکشد تا به سراپردۀ خاک خلوت خالی و خاموش مرا تو پر از خاطره کردی، ای مرد شعر من شعله ی احساس من است تو مرا شاعره کردی، ای مرد آت

برچسب: دیدار, نویسنده: مانی حیدریان تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 11:11

صفحه بندی